راستی همه ستاره شماری میکنند تا خوابشان ببرد و من ستاره میشمارم تا خوابم بپرد .
هر چه کردم دنبال ستاره ای که نشانش کنم مثلا مثل
قصه ها مال من یا تو باشد نیست
ماه هست که تویی اما معلوم است برای تنهایی چو من
که در هفت آسمان رویا هایش هم یک شمع نیست
ستاره هم پیدا نمیشود چیز عجیبی نیست .
اقبالی را که درست در طالعت هجی نکرده باشند هر چه
به در دیوارخوشبختی بکوبی بیهوده است .
دلم لک زده برای لک زدن دلت البته نه برای هر کسی
دلم ترک خورده برای اینکه محض خاطر یک عمر چشم به
راهی چشم بدوزی به یک راه دلم .
دلم سر میرود برای یک لحظه انصافی را .......
دل را بی خودی به نوشته ای قشنگ خوش کردم به
عشق معمولی که اصلا شامل تو .
تو که هیچ .شامل تو و من نمیشود را تصور کنم آن عشق
فاصله ها را از بین میبرد و بر عکس به عشق جاودانه
قوت و شدت میبخشد .
درست است درستش یادم آمد فاصله عشق معمولی را
از بین میبرد و به عشق جاودانه قوت و شدت میبخشد .
وای اگر تو هم یک یر سوزن نه .سر سوزنی از روی
تواضع رستم برای ذوقش عاشق بودی .
چقدر صدایت مخملی ست و چقدر وقتی نمیشنوم
احساس نداشتن ثروتی بزرگ میکنم .
خوب است هر چیز که ترا حقیقی تر کن و روشن تر و
بزرگتر کند خوب است هر چیز که ترا تر کند از چیزهای
خوب که ترین شوی عالیست .
حالا با اینکه هنوز تابستان نیست اما مدار صفر درجه اتاق
تنهاییم دم کرده است تنهاست بی رطوبت دریا خشک
است بدون بازدم تو شاید منتظر کسی ست که شرجی
کند این مه گرفته غمگین را .
تمام تیر را برایت رنگ می زنم تا شاید یک گوشه این آب
رنگ مرموز مکان غیر قابل پیشبینی ملاقات من تو باشد
ان وقت آن را ابدی میکنم .ان روز و ساعت و ثانیه را گل
میریزیم هر سال می رویم یک جای دنج در ارزوی های
دورمان آن را قاب میکنیم و به کسی هم نشانش
نمیدهیم .
این بار دیگر هیچ چیز اسفندی چشم های مثل دریاچه
من را از بین نمیبرد از بس من را گریانده ای؟
باور کن هیچ کس تا به حال تو را به اندازه من دوست
نداشته کاش به این باور برسی
میدانی ترا چشم میکنند برای اینکه همه چیز داری و مرا
برای اینکه ترا دارم .همه چیز تو اگر چه کلی فرق دارد و
میان همه چیز ما تا همه چیز تو یک دنیا راه هست
نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩ ساعت ٤:۳۸ ب.ظ |
لینک ثابت نظرات ()