صبانامه

این مطلبو 2 سال پیش گذاشته بودم اما به شرایط فعلیم نذدیکتره.........

 

تحمل جای خالیش توی تک تک لحظه ها سخت تر است

یا ... نمی دانم شکستن غرورم سخت تر است یا شنیدن

صدای شکستن قلبم. نمی دانم تو به من عشق را

آموختی یا می خواهی نفرت را یادم بدهی. نمی دانم که

 بگویم: چرا آمدی؟ یا بپرسم که؟ چرا رفتی؟ من نمی

دانم تو به من بگو... به خاطرت هر کاری کردم ولی تو. . .

(مواظب قلبم باش)

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ | لینک ثابت نظرات ()

مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم
به او بگویید که دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریا ایست که قایق کوچک دل من در ان غرق شده. به او که مرا از زمین خاکی به سر زمین نور وشعر وترانه برد. به او که دلتنگی هایم را دید وچشمانم رو گریان. به او که ساحل دلم رو سپردم تا قشنگترین قایق را برایم بفرستد. به او که غمهایم را شنید و ترانه شادی برایم سرود. به او که در پاییز خزانم بهار را هدیه کرد. به او که سردرگمی هایم رو دیدو من رو به مقصد رسوند. به او که به من بی بال و پر قدرت پریدن بخشید. اری حالا او نیست و من دیگر ما نیستیم
 ای کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم.
 من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران تو به اندازه تنهایی من شاد بمان

تو مگر باده فروشی که همه یار تواند/تو مگر ساغر عشقی که خریدار تواند/منشین با همگان ای گل زیبای دلم/که به ظاهر همگی یار وفادار تواند

 اگر در صحنه ی زندگی یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را آنچنان بنواز که هیچکس نفهمد بر تو چه گذشته است......

نوشته شده توسط صبا در دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩ ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

       تمام آن خیابان بلند را


       تمام آن خیابان بلند قشنگ را


       - کاش کمی هم باران بگیرد آنوقت-


        قول می دهم


       نه کلامی ، نه لبخندی


       نه نگاهی ،نه حتی حرفی ازدلتنگی


       نه دوستت دارمی و نه امان ازین دل

        ِسنگی!


       بیا تنها قدم بزنیم


       تمام آن خیابان بلند را
 
        سردم است


       آرام نمی گیرم


        شبهایم بی خواب اند


       گم کرده ام خنده هایم را


       و باور کن ، دکترم تجویز کرده


      تو وآن خیابان بلند قشنگ را


      بیا قدم بزنیم


      - وکاش کمی هم باران بگیرد

          آنوقت................

نوشته شده توسط صبا در دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩ ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | لینک ثابت نظرات ()

تحمل جای خالیش توی تک تک لحظه ها سخت تر است

یا ... نمی دانم شکستن غرورم سخت تر است یا شنیدن

صدای شکستن قلبم. نمی دانم تو به من عشق را

آموختی یا می خواهی نفرت را یادم بدهی. نمی دانم که

 بگویم: چرا آمدی؟ یا بپرسم که؟ چرا رفتی؟ من نمی

دانم تو به من بگو... به خاطرت هر کاری کردم ولی تو. . .

(مواظب قلبم باش)

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩ ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت نظرات ()

راستی همه ستاره شماری میکنند تا خوابشان ببرد و من ستاره میشمارم تا خوابم بپرد .

هر چه کردم دنبال ستاره ای که نشانش کنم مثلا مثل

قصه ها مال من یا تو باشد نیست

ماه هست که تویی اما معلوم است برای تنهایی چو من

که در هفت آسمان رویا هایش هم یک شمع نیست

ستاره هم پیدا نمیشود چیز عجیبی نیست .

اقبالی را که درست در طالعت هجی نکرده باشند هر چه

به در دیوارخوشبختی بکوبی بیهوده است .

دلم لک زده برای لک زدن دلت البته نه برای هر کسی

دلم ترک خورده برای اینکه محض خاطر یک عمر چشم به

راهی چشم بدوزی به یک راه دلم .

 دلم سر میرود برای یک لحظه انصافی را .......

دل را بی خودی به نوشته ای قشنگ خوش کردم به

عشق معمولی که اصلا شامل تو .

تو که هیچ .شامل تو و من نمیشود را تصور کنم آن عشق

فاصله ها را از بین میبرد و بر عکس به عشق جاودانه

قوت و شدت میبخشد .

درست است درستش یادم آمد فاصله عشق معمولی را

از بین میبرد و به عشق جاودانه قوت و شدت میبخشد .

وای اگر تو هم یک یر سوزن نه .سر سوزنی از روی

تواضع رستم برای ذوقش عاشق بودی .

چقدر صدایت مخملی ست و چقدر وقتی نمیشنوم

احساس نداشتن ثروتی بزرگ میکنم .

خوب است هر چیز که ترا حقیقی تر کن و روشن تر و

بزرگتر کند خوب است هر چیز که ترا تر کند از چیزهای

خوب که ترین شوی عالیست .

حالا با اینکه هنوز تابستان نیست اما مدار صفر درجه اتاق

تنهاییم دم کرده است تنهاست بی رطوبت دریا خشک

است بدون بازدم تو شاید منتظر کسی ست که شرجی

کند این مه گرفته غمگین را .

تمام تیر را برایت رنگ می زنم تا شاید یک گوشه این آب

رنگ مرموز مکان غیر قابل پیشبینی ملاقات من تو باشد

ان وقت آن را ابدی میکنم .ان روز و ساعت و ثانیه را گل

میریزیم هر سال می رویم یک جای دنج در ارزوی های

دورمان آن را قاب میکنیم و به کسی هم نشانش

نمیدهیم .

این بار دیگر هیچ چیز اسفندی چشم های مثل دریاچه

من را از بین نمیبرد از بس من را گریانده ای؟

باور کن هیچ کس تا به حال تو را به اندازه من دوست

نداشته کاش به این باور برسی

میدانی ترا چشم میکنند برای اینکه همه چیز داری و مرا

برای اینکه ترا دارم .همه چیز تو اگر چه کلی فرق دارد و

میان همه چیز ما تا همه چیز تو یک دنیا راه هست

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩ ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

نوشته شده توسط صبا در یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩ ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

چند وقتی بود که سرم شلوغ بود و نتونستم آپ کنم

اگر کسی به بلاگ شما میاد و حرفهای توهین آمیز واستون کامنت می ذاره و میگه که به بلاگ من سر نزنین کامنتاتونو خصوصی واسم بزارین

و لطفا توجه نکنین

منم نمیدونم کیه و ازاینکه افراد بی شخصیت اینطوری پیدا میشه متاسفم.............

 

                                  صبا

 

نوشته شده توسط صبا در یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩ ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

...بگذار که آسمان، آنگونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد.

بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد

شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار،

 شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار، نچندان  به کا م

 ماست بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو،

گفت و گو کند.

شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است

آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند.

شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است.

بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار

 سرد، یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم.

بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای

 کند.

آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد.

دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست.

گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت

 گلهای زندگیست.

بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و

بخشش، سفر کند.

بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم

تازه درو کنیم.

چشمان پرسش خود را، تو بسته دار.

لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا.

« بیا دوباره دوست دارمت »

شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست.

......شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است.

نوشته شده توسط صبا در جمعه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ | لینک ثابت نظرات ()

                         

عشق مثل هوایی است که استشمام میکنیم آن را نمی توانیم ببینیم

اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون آن خواهیم مرد

Love is like the air we breat. it may not always be seen but it is always felt and used we will die without it                         

 

عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد

Love is totally forgetting yourself to someone that is always   

                                                  remembering you at all time                          

 

نوشته شده توسط صبا در شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩ ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ | لینک ثابت نظرات ()

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم!

می شود!

آرام تلقین می کنم

حالم!

نه...

اصلا خوب نیست

تا بعد بهتر می شود...

فکری برای این دل آرام غمگین می کنم

خود را برای درک این ,صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار ورسم اوست

این جمله را با تلخی اش صد بار تمرین می کنم

.

.

.

.

 

.

.

.

 

 

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ | لینک ثابت نظرات ()

Copyright (C) 2008, http://sabanameh.persianblog.ir. all right reserved
Design by BAHAR-20

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

من اسمم صباستو24 سالمه.عاشق پاییز و خش خش برگها.گاهی اوقات شعر میگم.دانشجوی یکی از شهرهای جنوب ایران. ........................................................ آنجا لرستان است آنجا سخن از سخاوت و احسان است بر تارک افلاک درر افشان است مهد هند و نجابت ایران است رخشنده بر آسمان ایران بزرگ خورشید درخشنده در این سامان است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
:BAHAR 20:

طـــراح قـــالــب
داستان كوتاه
اس ام اس فارسی
کد تغییر شکل موس
کد موزیک برای وبلاگ

بازديد شما

بازديدها :

نوشته های پیشین
اردیبهشت ٩٠
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
اسفند ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥

آرشیو موضوعی

 
نویسندگان
صبا

پیوندها
پرنیا پرتوی
خانه دوست کجاست؟
شیوا
عکس ها و تصاویر رویایی
فرزانه
كلبه شيرين
لرستان ورزشی
مژده جان
ملیحه
یسنا جان
لحظه گمشده
هدیه محمدی
طـــراح قـــالــب

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ
طـــراح قـــالــب

چت روم